مدیریت دانش یا همان مدیریت دانایی Knowledge Management مفهومی است که در علوم مدیریتی نقش مهمی دارد و قبل از اینکه شرح دهیم مدیریت دانش چیست؟ اول مقدمه ای از آن را بیان میکنیم، سازمان های کنونی، اهمیت بیشتری جهت درک، انطباق پذیری و مدیریت تغییرات محیط پیرامون قائل شده و در کسب و به کار گیری دانش و اطلاعات روز، به منظور بهبود عمليات و ارائه خدمات و محصولات مطلوبتر به ارباب رجوعان خود پیشی گرفته اند. چنین سازمان هایی نیازمند به کار گیری سبک جدیدی از مدیریت به نام مدیریت دانش می باشند.

مدل SECI و تغییر دانش

تقریبا مهم‌ترین پژوهشگر در این زمینه، ایکاجیرو نوناکا (Ikujiro Nonaka) است. او به طور عمده در مورد مفاهیم دانش ضمنی و صریح فعالیت داشته است. همچنین توجه‌ها را به چگونگی تمایل شرکت‌های غربی به تمرکز بر دانش صریح جلب کرد.

این موضوع از آن به بعد از طریق یادگیری سازمانی و مطبوعات مدیریت دانش، انعکاس پیدا کرد.

نوناکا و تاکیوچی (Nonaka & Takeuchi )، مدل SECI را معرفی کردند که تبدیل به سنگ بنای خلق دانش و تئوری انتقال شده است.

آن‌ها چهار روش معرفی کردند که انواع دانش می‌توانند ترکیب و تبدیل شوند و نشان‌دهنده‌ی چگونگی اشتراک و خلق دانش در سازمان است. این مدل مبتنی بر دو نوع دانش گفته شده است.

  • اجتماعی‌سازی: ضمنی به ضمنی. دانش از طریق عمل، هدایت، تقلید و مشاهده، انتقال می‌یابد.
  • برونی‌سازی: ضمنی به صریح. این موضوع به عنوان مکانیزم تغییری سخت و مهم در نظر گرفته می‌شود. دانش ضمنی به صورت اسناد و دستورالعمل‌ها تدوین می‌شود تا راحت‌تر در سازمان منتشر گردد. از آن‌جایی که مدون‌سازی دانش ضمنی تقریبا غیرممکن است، وسعت این مکانیزم تغییر دانش، قابل بحث است. استفاده‌ی این استعاره، به عنوان یک مکانیزم مهم برونی­ سازی ذکر شده است.
  • ترکیب: صریح به صریح. این ساده‌ترین شکل است. منابع دانش مدون (برای مثال اسناد) برای ایجاد دانش جدید، ترکیب می‌شوند.
  • درونی‌سازی: صریح به ضمنی. همان‌طور که از منابع صریح استفاده و یادگرفته می‌شود، دانش درونی شده و دانش ضمنی موجود فرد استفاده­ کننده را تغییر می‌دهد.